برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
ما "هیچ" ما نگاه
بشنوید:
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
امروز ۲۵ نوامبر، روز مبارزه با خشونت علیه زنان است. خشونتی که فکر میکنم اگر تمام زنان سرزمین من از آن رنج نبرده باشند، اکثر آن ها خشونت را تجربه کرده اند. در خانواده، در دانشگاه، در محل کار، در خیابان ... . خشونت علیه زنان همیشه تداعی گر صورت کبود شده ی یک زن بوده است اما به راستی خشونت ها به همین خلاصه میشوند؟؟؟ چطور ممکن است از هر سه زن در جهان بیشتر از یک نفرشان این خشونت را تجربه کرده باشند؟
خشونت علیه زنان بخش قابل توجهی دارد که عموما نادیده گرفته میشود. خشونت های کلامی و روانی بخش قابل توجهی از خشونت علیه زنان است که عمدتا نادیده گرفته میشود و اینگونه جای خود را در فرهنگ و حتی خانواده هایمان باز کرده و به حیات خود به قدرت ادامه میدهد. این خشونت های کلامی به شکل کلیشه هایی درآمده و در زندگی روزمره یمان بازتولید میشوند و ما بی آنکه خودمان بدانیم در مقابل بمبارانی از آن ها قرار میگیریم. نه تنها این حملات را حس میکنیم، بلکه گه گاه خود ما زنان هم آن ها را به کاربرده و شاید به صورت جوک فوروارد هم میکنیم!!! این چیزی است که من آن را بی حسی تعریف میکنم. سر شدگی مقابل جنس دوم و یا در حاشیه قرار گرفته شدن! بی حسیِ کول بودن در مقابل خیلی از این خشونت ها! در این زمینه خیلی کول نباشید! تحمل کردن جوک ها یا عکس های نامربوط از یک دوست اجتماعی به خدا کول بودن نیست! تحقیر هم نوعتان در رانندگ
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
روزی که گذشت زادروز شاملو بود... اسم شاملو که میاد، من پرت میشم به خیلی سال پیش که الان یادم نمیاد چند سال ازش گذشته...
یادم کشون کشون علی رغم مخالفت های من خودش رو میبره به اون کافه ی سبز قدیمی که کنج سمت چپش نشسته بودیم و برامون شاملو میخواد... مثل همیشه خم شده بود و قوز کرده بود، یکی از دستاش رو دورش پیچیده بود و بغل کرده بود خودش رو و از شعر محبوبش میخوند که:
دریغا
ای کاش ای کاش
قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار در کار در کار
می بود!
و برای اوج لذتش از شعر پلک هاش رو روی هم میذاشت و با دست های لاغر و استخونیش سر قسمت های جذاب شعر، تاکید میذاشت. و این شعر خاکستری پر رنگ شاملو برای من عاشقانه ای بود که وقت میکردم خوب نگاهش کنم و سر هر تاکیدی چیزی در قلبم فرو بریزه... یادم نمیاد اون موقع، نقطه ی شروع بودی برای آغاز این دوست داشتن یا نه؟ اما نقطه ی عطفی بود توی عاشقانه ی این سال ها... و من هیچ وقت ازش باهاش حرفی نزدم. هیچ وقت نگفتم که اون لحظه من چه حالی داشتم. فکر میکردم همیشه زمان هست برای اینکه بهش بگم از اون لحظه های تب دار شاملو و مشیری و ... از اون کافه ی سبز...
هیچ وقت نگفتم! ه
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
حیف که نمی توانم از تو مراقبت کنم. در برابر سختی، در برابر مریضی، در برابر غصه، در برابر خستگی... وقتی به این نتوانستن فکر میکنم عجیب از پا می نشینم، مثلا دیشب که زلزله آمد. زلزله ام از آن چیزهایی است که نمی توانم تو را در برابرش مراقبت کنم. دیشب هم از پا نشستم. از پا نشستن به معنای واقعی کلمه است. آن موقع که زانوانت سست میشود، کمرت خم و شانه هایت بار جهان را یکباره حس میکند. بار سنگین زندگی، بار سنگین تعلق، بار سنگین وابستگی... می مانم که از کی این همه من وابسته شدم! وابسته ی خیلی چیزها، حتی وابسته ی چیزهایی که نیست، وابسته ی مراقبت کردن از تو، در سختی، در مریضی، در غصه، در خستگی...
اما
تو که هیچ!
خودم را هم نمی توانم...
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 18:18
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 16:41
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1396 ساعت: 7:21
برچسب: نویسنده: زهرا حسینیپور تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1396 ساعت: 7:21